د. مكانيك، فنآوري، مهندسي
پير اوليوي1
در 1248 ـ 1249، در سرينيان2، لانگدوك زاده شد؛ در 1260 ـ 1261، در بزيه، به سلك فرانسيسيان درآمد؛ احتمالاً در پاريس تحصيل كرد؛ در 1298، در ناربون وفات يافت.
از زمان يوآنز فيلوپونُس (نيمهٴ اول سدهٴ ششم) به بعد، او نخستين موٴلفي بود كه تا حدي با وضوح نظريهٴ قوهٴ رانش (جنبشمايه) را توضيح داد، و اين تقدمي خام در مورد مفهوم مانْد (لَختي) بود. او در رد اعتراض بيست و دوم به مسئلهٴ 31 ميپرسد چگونه ((قواي متشكله)) ممكن است وجود موجود زندهاي را فراهم آورند، و پاسخ ميدهد، ((قواي متشكله بدون وسايل مناسبي كه مبتني بر اصول حركت باشد قادر به جابهجا كردن دانهٴ گندمي هم نيست)) ــ عقيدهاي كه آن را چنين توضيح ميدهد: ((مثلاً وقتي به جسمي كه در سرازيري قرار دارد فشاري وارد كنيم، آن جسم حتي در غياب آن نيروي فشار هم به حركت خود ادامه ميدهد.)) (مثالهاي ديگري هم در اين باره دارد).
او در سوٴالات خود به بحث كامل دربارهٴ بسياري از مسائل فلسفي و حكمي پرداخته است.
آثار زيادي نوشت: حاشيه بر سفر آفرينش و شرحهايي بر ساير قسمتهاي عهد عتيق و عهد جديد؛ شرح عبارات پطروس لومباردي؛ رسالههاي متعدد دربارهٴ اصول عقايد فرانسيسيان دربارهٴ كمال و فقر انجيلي. يكي از رسالههاي او در باب فقر صومعهنشينان بر ضد قديس توما تنظيم شده بود.
او مخالف آيين توما و تا حدي مخالف اصول نوافلاطوني بود، ولي اوگوستيني نبود. سعي كرد فقر مسيحيان اوليه را در ميان اعضاي فرقهٴ خويش ترويج كند، و مورد پشتيباني عناصر افراطي آن (روحانيان) قرار گرفت. ريچارد ميدلتوني و ديگران در سالهاي 1278، 1283، 1288، از طرف رئيس فرانسيسيان مأمور رسيدگي به اصول تعاليم او شدند. اين اصول بارها، به وسيلهٴ منشور استراسبورگ در 1282، دانشگاه پاريس در 1283، و غيره مورد مميّزي قرار گرفت. برخي از افكار فلسفي او هم در همان زمان، سانسور شد.
ويلار دو هونكور3
معمار و مهندس فرانسوي، كه احتمالاً در آغاز سدهٴ سيزدهم، در هونكور، واقع در شلت، نزديك كامبرياي پيكاردي، زاده شد. تا جايي كه ميدانيم نخستين و آخرين كارهاي معماري او در حدود 1235، در ووساي4 نزديك هونكور، و پيش از 1257، در سن كوانتين صورت گرفته است؛ جاي